عبد الرحمن جامي
مقدمة 54
الدرة الفاخرة في تحقيق مذهب الصوفية والمتكلمين والحكماء المتقدمين
عالم ونه داخل در آن باشد ) همچنين ممكن است كه اين نور إلهي موجب كشف وشهود به صحت امرى كه عقل از درك آن عاجز است حكم كند . مثلا حكم به وجود حقيقت مطلق ومحيطى كه هيچ تغيير وتعينى آن را مقيد ومحصور نسازد بكند ( هرچند عقل از درك چنين حقيقتي عاجز باشد ) . بلكه نظير آن را نيز أصحاب عقل ونظر نيز ممكن شمردهاند يعنى وجود كلّى طبيعي . هرچند بحث پيرامون أدله مثبتين وجود كلّى طبيعي ومنكرين آن طولانى است وجاى آن در اينجا نيست ، زيرا استدلال هر دو گروه خالى از مناقشه نمىباشد . ولى در عين حال مىتواند نمونه وشاهدي بر تأييد عقيدهء صوفيه در باب وحدت وجود باشد . در اينجا مؤلف به ذكر پارهاى از ادلهء مثبتين وجود كلى طبيعي ومنكرين آن مىپردازد واز تأييد وتضعيف آنها اعراض كرده طالبين را به كتب مفصل در اين باب ارجاع مىدهد واين بحث را پايان مىبرد وبه أصل مقصود كه اثبات واجب الوجود است مىپردازد . أو مىگويد واجب الوجود مطلق حقيقت وجود است نه وجود خاص متعين ود تبين مطلب مىگويد : ترديد نيست كه مبدأ وجود موجود است حال گوئيم : يا اينكه مبدأ وجود حقيقت وجود است يا چيزى غير وجود ، ممكن نيست كه غير وجود باشد زيرا در اين صورت واجب - الوجود به غير خود كه همان مبدأ باشد نيازمند خواهد بود واحتياج با وجوب وجود منافاة دارد بنابراين حقيقت وجود مبدأ وجودات است پس اگر مبدأ مطلق حقيقت وجود باشد مطلوب ثابت است واگر وجود متعين باشد ممتنع است زيرا آن تعين نمىتواند داخل در حقيقت وجود واجب باشد زيرا تركب لازم آيد پس بايد خارج از آن باشد ودر اين صورت مطلوب يعنى اينكه واجب الوجود صرف الوجود است وتعين صفت عارضى است حاصل وثابت مىشود اگر بگويند چرا تعين عين آن نباشد گوئيم در صورتي كه بمعنى ما به التعين در نظر گرفته شود مانعى نيست كه عين واجب باشد ولى در صورتي كه به معناى تشخيص باشد به طورى كه قابليت جمع با ديگر تعينات نداشته باشد صحيح نيست وعين واجب نمىتواند باشد . خلاصه آنكه آنچه از مطالعه كتب صوفيه برمىآيد آنست كه مكاشفات آنان تنها بر اثبات ذات مطلقى كه محيط بر تمام مراتب عقلي وعيني است ومنبسط